الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

304

الغدير ( فارسي )

تر است بشما ، و گفته شده كه معناى جمله « هي مولاكم » اينست كه : مولى و ناصرى براى شما نخواهد بود ، زيرا كسى كه آتش مولاى او باشد مولاى ديگر ندارد ، اه . اما تفسير آن به ولى ، اينهم منافاتى با نظر ما ندارد زيرا ثابت و محقق شده كه ولى با مولى در معانى متعددى يكسان است و از جملهء آن معانى : اولى بامر است و قريبا اين موضوع براى شما بوضوح خواهد پيوست انشاء اللَّه تعالى ، بنابر اين هر دو قول تنها در تعبير مغايرت دارند و در حقيقت مباينتى ندارند ، و آنچه بعد از اين امر بيان شده همانطور كه قبلا اشعار نموديم تقريبى است براى ارادهء معنى ، و قول سوم عبارتست از ذكر لازمهء معنى خواه ولى باشد و خواه اولى ، و بنابر اين بين آن نيز با آنچه از تفسير لفظ بيان شد منافاتى وجود نخواهد داشت ، و در اينجا آيات ديگرى نيز هست كه مولى در آنها به معناى اولى بامر استعمال شده ، از جملهء آن آيات است : قول خداى تعالى در سوره بقره : « أنت مولانا » ثعلبي در « الكشف و البيان » ميگويد : يعنى : ناصرنا و حافظنا و وليّنا و اولى بنا . و قول خداى تعالى در سورهء آل عمران : * ( بَلِ الله مَوْلاكُمْ ) * احمد بن حسن زاهد درواجكى در تفسير خود مشهور به زاهدى گويد : يعنى « اللَّه اولى بأن يطاع » خداوند اولى ( سزاوار ) تر به اينست كه اطاعت شود . و قول خداى تعالى در سورهء توبه : * ( ما كَتَبَ الله لَنا هُوَ مَوْلانا وَعَلَى الله فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ ) * ابو حيان در جلد 5 تفسيرش در ص 52 گويد : كلبى گفته است : « هو مولانا يعنى هو اولى بنا من أنفسنا في الموت و الحياة » يعنى : او اولى ( سزاوار ) تر است بما از خود ما در مرگ و زندگى ، و گفته شده : « مالكنا و سيّدنا فلهذا يتصرف كيف يشاء » يعنى مالك ما و آقاى ما است پس براى اين سمت ( كه بر ما دارد ) هرطور بخواهد تصرف مينمايد ، و سجستانى عزيزى در « غريب القرآن » ص 154 گويد : يعنى وليّ ما است ، و مولى بر هشت وجه است : معتق ( آزاد كننده ) معتق ( آزاد كرده شده ) و وليّ ، و اولى بالشيء ، و ابن عمّ ، و داماد ، و همسايه و هم پيمان .